امیررضای 21 ماهه

سلام به همه دوستای گلمون
ما بعد 1 ماه برگشتیم .
امیررضا جونم 21 ماهگیتو با 22 روز تاخیر بهت تبریک میگم ؛ مامانی رو ببخش
فدات شم
خجالت میکشم که دیر اومدم
البته شما شیطون شدی و
نمیزاری بیام بشینم پشت کامپیوتر
فقط به من گیر میدی
وقتی بابایی
میاد سراغ کامپیوتر باهاش کاری نداری
اما منو حسابی ناراحت و عصبانی
میکنی.
خلاصه بگذریم پسر گلم ، من می بخشمت چون هنوز خیلی کوچولویی
عزیز دلم 21 ماه خیلی زود گذشت و شما هم ماشالله بزرگ شدی و آقا
البته خیلی شیطون و ناقلا
تو این مدت خیلی چیزها یاد گرفتی ، فرهنگ لغاتت خیلی با مزه است
قشنگ اینارو هرروز تکرار میکنی امیررضا جونم:
بابا ، مامان ، آبابا ، آبا ، عمه ، عمو
به دایی میگی دادیس
به چای میگیی آدیس
به جاروبرقی میگی بیق
به اسب میگی ابس
به سیب میگی آااما
خیلی با نمک حرف میزنی ، خیلی هارو هم نمیتونی قشنگ بگی خودت کوتاه
صدا میزنی مثلاٌ :
به مریم میگی م
به هانیه میگی هانی
به حبیبه میگی حبه
و عزیزم اسمهایی هم که نمیتونی صدا بزنی به همشون میگی اده...
پسر گلم این روزا خیلی بهونه گیر و لجبازتر از قبل شدی وخیلی گریه میکنی
با اسباب بازیات بازی نمیکنی ، بزرگترین و بهترین اسباب بازیت شده جارو
برقی و یخچال
تا جاروبرقی رو ازت میگیرم و یا در یخچالو میبندم شروع
میکنی به گریه کردن ، اونم چه گریه ای خدا به دادم برسه دیگه ، تا نیم ساعت
نمیتونم آرومت کنم.
خلاصه جونم برات بگه ، که عزیزم خیلی شیطون شدی و بازیگوش.
عکساتو پست بعدی واست میذارم خوشگلم.


امیررضای 21 ماهه
